در زندگی لحظاتی هست
که احساس آزردگی و تنهایی و ... می کنیم
و میپنداریم دورا دورمان خالی شده ،
اما من بر این باورم که این لحظات ،
لحظات اتصال به روییدن است .
در این لحظات است که
می کوشیم برای دوباره یافتن چیزهایی که زمانی داشتهایم ،
روی میآوریم به جهتی دیگر و جانبی دیگر
با شناختی تازه و نو ، با بیدارییی تازه
گویی چنان است که باید به قلمرو رنج گام نهاد
و آن نبرد برای روییدن و بالیدن دوباره است
و رسیدن به قلههای تازه ...
پ.ن : تو هم از همونایی هستی که زمانی داشتمت ( البته هنوزم دارمت ) .