حسادت

مست مستم از نوازش دلت   

مثل شراب ها نه  

زیبای من  

تو در من ، سرگیجه های بعد از نوشیدن شرابی

نفرین

من حتی آدمای بد زندگیم رو هم به این آسونی فراموش نمی کنم ...  

آی تمام افسران دنیا !

دلکم از چراغ قرمزعشق تان عبور کرد 

جریمه اش نمی کنید؟

دل دلِ دلواپسی

هی دلکم ! 

چه تلاش طاقت فرسایی داری برای ادامه دادنُ موندنُ دیده شدن و...فراموش نشدن 

زیر پاتو خالی نکنن رفیق 

خاطرتو می خوام دل قشنگم

اعتراف

گیرم که گفتم از گردوی عشق نخوردم ...با دستان سیاهم چه کنم؟!

حریر صدات

پوست تنم نوازش صدات رو کم داشت ...سپاس

گوش شنوا سیری چند؟

کاش به جای اینکه  بهم بگن چقدر شنونده خوبی هستم یه نفر یه جایی یه روزی منو می شنید اگه شنونده خوبی هستم فقط به این دلیله که نمی خوام کسی حس تلخ شنیده نشدن رومثل خودم تجربه کنه

غرور

-می خوام ازت مرخصی بگیرم 

 

-واسه چی؟ 

 

-برم دورتر ببینم از اونجا هم  همین رنگی !!!!

 

-اوهوم...خیالی نیست...اما اگه رنگی شدی دیگه نیا تاخاطره سفیدت برام بمونه 

 

میخواهی بروی پس بی بهانه برو  بیدار نکن خاطره های خواب آلوده را

عجب صبری خدا دارد

یاد گرفتم صبور باشم  

 

توبه کردم از بینش     از آگاهی   از دانستن   از فهم   از امید   از آرزو  

 

آب توبه ریختم روی شعورم   و خودموزدم به اون راه  تا کمتردردم بیاد

 

 

می شم یه گوسفند گله